Freitag, 11. August 2006

شرابِ مُسکر و گوشتِ خوک

شرابِ مُسکر و گوشتِ خوک

يا ايّها‌الّذين آمنوا انّما الخمر و الميسر و الانصاب و الازلام رجسٌ مِن عمل الشّيطان فاجتنبوهُ لعلّکم تفلحون.
ای کسانی که ايمان آورده‌ايد، شراب و قمار و بت‌ها و گروبندی با تيرها، پليدی و کارِ شيطان است. از آن اجتناب کنيد تا رستگار شويد.
[قرآن. سوره‌یِ مائده، آيه‌یِ 90]
حُرّمت عليکمُ الميته وَ الدّمُ وَ لحمُ الخنزير...
حرام شد بر شما مردار و خون و گوشتِ خوک...
[قرآن. سوره‌یِ مائده، آيه‌یِ 3]

X
شرابِ مُسکر
«بدان که مردم مرکّب است از دو گوهر؛ يکی گوهرِ جسمانی که تنومندی از اوست، و ديگر روحانی؛ و آن روانِ وی است. هم‌چنين اعراض، بعضی آن است که به تن اضافت کنند و بعضی به جان؛ چون گرسنگی و سيری که مر تن را بُوَد، و شادی و غم مر روان را. اکنون پديد آمد که بعضی چيزها آن است که تن از او فايده يابد، و بعضی جان فايده يابد. وز طعام‌ها و ميوه‌ها و آب‌ها و حلواها، فايده مر تن را بُوَد، و از اخبارهایِ خوش و سماعِ خوش و فرمان‌روايی و شادی، سود و فايده مر روان را بُوَد. و هيچ چيز نيست که ازو هم تن را فايده بُوَد و هم روان را - که غم ببرد و بَدَلِ وی شادی آرد، و بُخل ببرد و بدلِ وی سخاوت آرد، و گنگی ببرد و بدلِ وی فصاحت آرد، و هضمِ طعام را ياری کند، و موادِّ بد را از تن بيرون آرد، و غذا را به اندام‌ها رساند، و حرارتِ غريزی را قوی گرداند، و تن را غذا کند، و رطوباتِ اصلی را نگاه دارد - مگر شرابِ مُسکر!...»
[هداية المتعلّمين فی الطّب، ص 165]

خمر
«جالينوس گويد که غرض اندر خمرخوردن دو چيز است؛ يکی خرّمیِ دل، و دوم منفعتِ تن. و خمر موافق‌تر است از همه چيزها، به تن‌درستی نگاه‌داشتن، چون استعمالش به مقداری معتدل کنند؛ که وی حرارتِ غريزی را قوی گرداند و بيفزايد و اندر همه اندام‌ها بپراکَنَد، و تن را قوی کند، وخرّمی و نشاط انگيزد، و مردی آرد، و خلط‌هایِ مراری[1] را موافق بُوَد، و به بول‌شان بيارد و به عرق، و سودا را سود کند که تن را گرم بکند و ترّی دهدش، و طبيعت را نرم دارد، و اندام‌هایِ اصلی را نرم کند، و خشک‌اندام را فربه کند، و رنجگیِ به‌افراط را بنشاند، و تنِ بيمارخيز[2] را بازِ عادت بَرَد، و اندر شهوتِ طعام بيفزايد، و طعام را به گُوار بَرَد، و با خويشتن‌اش بکَشَد تا به همه اندام برسانَد، و مر رطوبتِ آب را هم‌چنين، و بادها برانَد. و اين‌همه آن‌وقت کند که او را به اعتدال خورند، و مستی نکنند که مستی اندر اندام بسيار مضرّت آوَرَد. اوّل چيزی، فسادِ ذهن کند و خِرَد ببَرَد نيز، و قوّتِ نفسانی را سست کند؛ از قِبَلِ آن که رگ‌ها پر شود، و ميانِ مغز نيز، و حرارتِ غريزی را بر سر آرَد و سردش گرداند. پس چون مُدام مستی کنی، از او سکته خيزد و فالج و سستیِ اندام و سُبات و صَرع و رعشه و تشنّج...»
[الابنية عن حقايق الادوية، ص 123]

گوشتِ خوک
«گوييم که گوشت‌ها همه گرم و نرم است و غذاش بسيار است، و خون بسيار انگيزد. و بعضی بهتر است که بعضی. امّا گوشتِ چارپايان، بهترينِ همه گوشتِ خوک است؛ از آن که او معتدل است به گرمی و نرمی، و غذاش غذایِ بسيار است؛ و خونی که از او خيزد بهتر است از آن خون که از دگر گوشت‌ها خيزد. و او تنِ آدمی را بهتر سازد، و ملازم و موافق‌تر دارد. جالينوس اندر کتابش گفته است که گوشتِ مردم[3] بياوردند و به گوشتِ خوک بياميختند، نه به‌خامی از يکدگر بازشناختندشان، و نه به‌پخته‌يی، و نه به‌بوی؛ و هيچ فرق ندانستند به طعم و بوی و رنگ ميانِ هردو. پس دليل بُوَد که او ماننده‌یِ گوشتِ مردم بُوَد به‌طبع...»
[الابنية عن حقايق الادوية، ص 285]

مرداد 1385

:

&
منابع و مراجع:
الابنية عن حقايق الادوية. تأليفِ موفّق‌الدّين ابومنصور علی‌الهروی.[4] به تصحيحِ شادروان احمد بهمنيار. به کوششِ حسين محبوبی اردکانی. انتشاراتِ دانشگاهِ تهران. چاپِ دوّم، 1371.
هدايةُ المتعلّمين فی الطّب. تأليفِ ابوبکر ربيع بن احمد الاخوينی البخاری.[5] به اهتمامِ دکتر جلال متينی. انتشاراتِ دانشگاهِ فردوسی (مشهد). دوّم، 1371.

?
پابرگ‌ها:

[1] اخلاطِ صفراوی و سوداوی را مراری گويند؛ و مرار به کسرِ اوّل، جمعِ مرة است، و مرة به دو خلط يا دو قوّه‌یِ صفرا و سودا گويند. (توضيح از مصحّحِ متنِ الابنيه.)
[2] تنی که از بيماری برخاسته... (توضيح از مصحّحِ متنِ الابنيه.)
[3] مردم = انسان.
[4] علی‌الظّاهر از آثار سده‌یِ چهارمِ هجری است.
[5] چنان که خود نوشته، شاگردِ يکی از شاگردانِ محمّد بن زکريّا رازی بوده (رک: هداية، ص 303). مجتبی مينوی، برایِ درگذشتِ وی، تاريخِ تقريبیِ 373 هجری را حدس زده. (بنگريد به مقدّمه‌یِ مصحّح، جلال متينی)

Kommentare:

  1. باور بفرمایید من اگر جمعه شب‌ها وقتی که هفته کاری تمام می‌شود و تعطیلات آخر هفته شروع می‌شود یک بطر شراب را به همراه 250 گرم گوشت خوک نخورم نه روانم راحت و خوش می‌شود نه جان و تنم.
    حالا هر پیغمبر و فیلسوف و دانشمندی هم هر چیزی را که می‌خواهند بنویسند من تا روزی که بمیرم همین کار را ادامه خواهم داد.

    شاد و شنگول باشی

    AntwortenLöschen
  2. این مطالبی که در ستایش شراب و گوشت خوک آوردی بسیار قرین حقیقته. من خودم زمانی که عضو حسینیه مارکسیست های مقیم خراسان بودم در ایام محرم و عاشورا تاسوعا تو حسینیه شله میدادیم که با گوشت خوک درست شده بود. پرولتاریا میومدن میخوردن و به سلامتی سرور آزادگان طبقه کارگر پیکی میزدن و سینه میزدن و بعد سیبیلای استالینیشونو تمیز میکردن و می گفتن دست یزید درد نکنه!
    مهران
    http://doostatdaram.blogspot.com

    AntwortenLöschen
  3. bale,

    mam ye jayee ro peida kardim too khiaboone sohrevardi ke jambone khook mifrooshe,

    va inke, kheili khoobe in posta!

    AntwortenLöschen