Sonntag, 25. Februar 2007

آيينه‌یِ تمام‌نما

آيينه‌یِ تمام‌نما
نقدی بر دوّمين دوره‌یِ پادشاهیِ پهلوی

در باره‌یِ پادشاهیِ محمّد‌رضاشاه پهلوی، آريامهر، بسيار نوشته و گفته‌ايم (بی‌نياز از گفتن است که در اين عبارت، تنها نوشته‌هایِ «دوستان» را در‌نظر‌دارم، و نه دشمن‌نامه‌ها و دُژطومارهایِ خصمانِ الهی يا استالينی را، که اصلاً ارزشِ بحث ندارد، و فقط به کارِ «آرشيوِ اسنادِ خصومت» می‌آيد و نه بيشتر)، امّا جز در معدود مواردی انگشت‌شمار، ديدِ انتقادیِ دقيق و درست، و پژوهشِ ژرف نمی‌توان يافت.
و از‌جمله، نديده‌ام کسی به اين موضوعِ بسيار مهم پرداخته باشد که محمّد‌رضاشاه، آريامهر، آيينه‌یِ تمام‌نمایِ ايران و ايرانی بود. امروز به‌سادگی، و با قيافه‌ای بسيار فکورانه، می‌توان کژ‌و‌کاستی‌هایِ شخصيّت و عمل‌کردِ آن بزرگ‌مرد را برشمرد، و چنان وانمود که بی‌هيچ ترديد، اگر آريامهر از مشاوری چون «اين منِ فکورِ کاشفِ معمّا بعد از حلِّ آن» بهره‌مند و برخوردار می‌بود، هرگز به اين بيچارگی دچار نمی‌شديم!
آری، امروز، از پسِ 28 سال حکومتِ شومِ عدلِ الهی (اين تجربه‌یِ مرگ‌وار)، برشمردنِ اتّهاماتِ محمّد‌رضاشاه کاری‌ست بس آسان، و سودمند به بادانگيزیِ سلّول‌هایِ حوالیِ رگِ گردن! امّا هرگز به تصويرِ درستی نخواهيم رسيد اگر خودِ امروزينِ خويش را در آيينه‌یِ آريامهر بجوييم. او، آيينه‌یِ آن روزگارِ ما بود. آيينگیِ امروز را، شايد بتوان در شاهزاده رضا پهلوی باز‌جست. شايد.
از آنجا که سرِ فرصت در اين‌باره خواهم نوشت، اين‌جا در اين نوشته‌یِ کوتاه، به طرحِ تعبيری بسنده می‌کنم که به گُمانِ من، می‌تواند بر چند‌و‌چونِ آيينگیِ آريامهر، پرتوی طنزواره بيفکنَد. تلخ و نافع:
او، حاج‌محمّد‌رضاشاه پهلوی بود...

اوّلِ اسفند 1385

:

Kommentare:

  1. با سلام و عرض احترام
    جسارتا ایمیلی برای شما فرستادم که امیدوارم بتوانیدآن را بخوانید. از مطالب جدیدتان نیز ممنونم
    موفق باشید

    AntwortenLöschen
  2. حاجي بود؟
    بيشتر حاجي ترس بود

    AntwortenLöschen
  3. سلام و ممنون که به وبلاگ من اومدین
    نقد جالبی بود

    AntwortenLöschen