Freitag, 6. April 2007

حقوقِ بديهی، و نفی و سلبِ آن

حقوقِ بديهی، و نفی و سلبِ آن

کسی که برایِ ديگران «حقِّ حيات» قائل نيست، «حقِّ حيات» ندارد.
ممکن است کسی اين اصلِ بديهی را منتهی به «پارادوکس»، باعثِ «نفیِ موضوعِ اثبات»، و منجر به «تسلسلِ بازگردنده» بداند؛ امّا چنين نيست. حقِّ حياتِ همگانِ انسان‌ها محترم و محفوظ است؛ مگر کسی که اين حق را نفی می‌کند.

آندره مالرو (يا شايد آلبر کامو)، نويسنده‌یِ انديشمندِ فرانسوی، گفته است: «به دشمنانِ آزادی، آزادی مدهيد.»[1]
در اين دو سخن، اساسِ منطقیِ يکسان وجود دارد. همچنان‌که، در موردِ دموکراسی و حقِّ رأی، می‌توان و بايد گفت: کسی که دموکراسی را نمی‌پذيرد، حقِّ رأی ندارد!
(اکثريّت‌هایِ ظاهری که در باطن و حقيقت، جز اقلّيّت‌هایِ هردم‌فروکاهيده نيستند، به‌شدّت و با انواعِ روش‌ها، با اصلِ دموکراسی مخالفت و مبارزه می‌کنند!)

v
برایِ اثباتِ درستیِ اين سخن هيچ نيازی به بحث و جدل و استدلال نيست. در حقيقت، اين ما نيستيم که حکم می‌کنيم؛ بلکه خودِ نفی‌کننده، همزمان و همراه با نفیِ اين اصولِ بديهی (حقِّ حيات، آزادی، دموکراسی) -که لازمه‌یِ حدِّاقلّیِ زيستِ اجتماعی است-، حقِّ خود را نفی کرده است...

17 اسفند 1385 (و 17 فروردين 1386)

:

?
پابرگ:

[1] متأسّفانه، يادم نمانده که اين جمله را کجا خوانده‌ام. اگر شما می‌دانيد و يادتان هست، حتماً در کامنت بنويسيد، که اينجا در پابرگ بياورم.
q
پس‌نگاره (دوشنبه، اوّلِ خرداد 1396؛ 22 می 2017):
جست‌وجويی کردم و تنها به اين فقره رسيدم که در صدرِ مقاله‌ای، اين سخن، از لئو اشتراوس نقل شده:
استيلای خلافتيسم بر دموکراسی در ترکيه
لئو اشتراوس (Leo Strauss)‏ (۲۰ سپتامبر ۱۸۹۹ در کيرشن آلمان – ۱۸ اکتبر ۱۹۷۳ در آناپوليس آمريکا) نظريه‌پرداز و مورخِ فلسفه‌یِ سياسی آلمانی-آمريکايی... [از ويکی‌پديا]

1 Kommentar:

  1. بحث جالی است. تنها یک نکته را باید در این بحث مد نظر داشته باشید و آن اینکه، اگر کسی که حق حیاط برای دیگران قائل است در باره آنها که نامبردید اگر حق حیاط قائل نشود خود به جرگه آن اقلیت ملحق نمی‌شود!؟

    AntwortenLöschen